السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

162

تفسير الميزان ( فارسي )

برگردند ( 48 ) . و گفتند : هان اى جادوگر ! پروردگار خود را برايمان بخوان ، بخاطر آن عهدى كه به تو داده ( كه اگر ايمان آوريم ) عذاب را از ما بردارد كه ما حتما به راه خواهيم آمد ( 49 ) . ولى همين كه عذاب را از آنان برداشتيم دوباره پيمان شكستند ( 50 ) . و فرعون در قوم خود ندا كرد ، و گفت : اى مردم آيا ملك مصر از من نيست و اين نهرها از دامنه قصرم نمىگذرد ؟ چرا پس نمىبينيد ؟ ( 51 ) . با اين حال آيا من بهترم يا اين مرد بى كس و خوار ، كه قادر بر بيان نيست ( 52 ) . اگر او هم كسى بود چرا ( مثل من به علامت سرورى ) دستبندى از طلا از طرف خدا ندارد ، و يا ( چون من كه خدم و حشم دارم ) ملائكه با او قرين نشدند ، و بياريش نيامدند ؟ ( 53 ) . پس به اين وسيله قوم خود را ذليل و زبون داشت در نتيجه اطاعتش كردند چون آنها مردمى فاسق بودند ( 54 ) . همين كه ما را به خشم آوردند از ايشان انتقام گرفتيم و همه را غرق كرديم ( 55 ) . پس سرگذشتشان را سلف و مثلى براى ديگران كرديم ( 56 ) . بيان آيات بعد از آنكه در آيات قبل فرمود : خداوند كفار را به نعمتهاى خود متمتع كرد ، و اين برخوردارى ايشان را به طغيان واداشت ، و كتاب حقى را كه رسول مبينش آورد به سحر نسبت دادند ، و نيز گفتند : چرا اين قرآن بر يكى از مردان دو قريه بزرگ نازل نشد ، و با اين گفتار خود دو مرد از شهر بزرگ را به خاطر اين كه مال بيشترى داشتند بر رسول خدا ( ص ) ترجيح دادند ، اينك در اين آيات برايشان مثلى از داستانهاى موسى ( ع ) و فرعون و قومش آورده كه خدا او را با معجزات و آيات باهره اش به سوى ايشان گسيل داشت ، و آنان بر آن آيات خنديدند و مسخره كردند ، و فرعون براى قومش احتجاج كرد ، و به آنان خطاب نمود كه من بهتر از موسى هستم ، براى اينكه ملك مصر از آن من است كه اين نهرها از دامنه آن جارى است ، با اين حرفها عقل مردم را دزديد و آنان اطاعتش كردند ، و سرانجام كارشان و استكبارشان بدينجا كشيد كه خدا از ايشان انتقام گرفته غرقشان كرد . * ( « وَلَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا إِلى فِرْعَوْنَ وَمَلَائِه فَقالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * حرف « لام » كه در اول كلام آمده لام قسم است ، و حرف « باء » در جمله « بآياتنا »